تبليغاتX
اقیانوسی به عمق یک بند انگشت !

خسته‌ام و سرم هم خیلی شلوغ بود و است و خواهد بود.



2  88/08/30 -  23     | 

برگ و برف‌پاک‌کن
 
آن صنوبر‌های بلند کنار خانه‌ام را که یادت هست؛ الآن ستون‌هایی زردند و کف کوچه را فرش زرد کرده‌اند. دیروز از داخل ماشین نگاهشان می‌کردم که بادی میان‌شان پیچید و آسمان را پر از برگ کرد. برف‌پاک‌کن را زدم و برگ‌های زیبا را روی شیشه به بازی گرفتم.

2  88/08/21 -  0     | 

برای بلاگفا

دیگر شورش را درآورده؛
کل وقت نتم را صرف جمع کردن بار و بندیل مهاجرت به بلاگر کردم و آمدم از زحماتش(!) تقدیر کنم و بروم، دیدم آقا مثل ساعت کار می‌کند. مرده‌‌شور!

ایرانی جماعت تا پا‌ترس نداشته باشد درست کار نمی‌کند.



2  88/08/17 -  13     | 


این هم از آن باران‌های شورت‌خیس‌کن است!



2  88/08/12 -  11     | 


لابد من هم فقط می‌توانم دیگران را آرام کنم!



2  88/08/09 -  22     | 


این ادکلن‌ها را تا ته مصرف نکنید؛ شاید روزی خواستید خاطره‌ای زنده شود!



2  88/08/05 -  10     | 


دیروز علامت سوالی خریدم و به گوشی‌ام آویزان کردم!



2  88/08/03 -  11     |