دیشب برای دخترم قصهی راه و بیراه را میخواندم تا خوابش ببرد. وسط قصه، خمیازههای خودم شروع شد. با خلاصهگویی و زدن از سر و ته جملات، به آخر قصه رسیدم تا زودتر بخوابد اما وقتی قصه تمام شد گفت:"بابا تو بگیر بخواب من میرم پیش مامان!"
RSS