تبليغاتX
اقیانوسی به عمق یک بند انگشت !
قصه‌گویی ما

 

دیشب برای دخترم قصه‌ی راه و بی‌راه را می‌خواندم تا خوابش ببرد. وسط قصه، خمیازه‌های خودم شروع شد. با خلاصه‌گویی و زدن از سر و ته جملات، به آخر قصه رسیدم تا زودتر بخوابد اما وقتی قصه تمام شد گفت:
"بابا تو بگیر بخواب من می‌رم پیش مامان!"


 

2  88/02/20 -  9     |