تبليغاتX
اقیانوسی به عمق یک بند انگشت !
بر خلاف همیشه

 

بر خلاف همیشه، امروز بعد از ظهر خوابیدم. احتمالا به خاطر تاثیر آلپرازولام بود. یکی دو ساعت که گذشت با گریه بیدار شدم؛ خواب دیدم کسی از عزیزانم فوت کرده. در فضای سورئال خواب، چند نفر با تخته‌ی بزرگی بر دوش، از دری بیرون آمدند. موسیقی محزونی پخش می‌شد. روی تخته، زنی زیبا و چند کودک، آرام خوابیده بودند. همه مرده بودند. 

 

 

2  88/03/31 -  18     |