تبليغاتX
اقیانوسی به عمق یک بند انگشت !
کم کم
این‌جا هنوز عکس‌های انتخاباتی روی تیرهای برق است. دیروز در خیابان بودیم. باران گرفت. دختر هفت ساله‌ام گفت:"خدا کنه عکسای موسوی خیس نشه."
چند روز پیش مطلبی نوشته بودم درباره‌ی تقلب، درباره‌ی اهمیت اعتماد مردم به صندوق رای، درباره‌ی ابطال‌ناپذیری انتخابات، درباره‌ی این‌که اگر هم موسوی رییس‌جمهور می‌شد کار خاصی نمی‌توانست بکند، درباره‌ی این‌که با رییس جمهور بودن احمدی‌نژاد هم آسمان به زمین نمی‌آید...
در آخر مطلب هم نوشته بودم: 
"بزرگ‌ترین طوفان‌ میهمان ساحل است نه صاحب‌خانه‌ی آن"
اما دیدم حرف جدیدی نیست و از انتشارش منصرف شدم. به نظرم مسئله‌ی فعلی ما این است که کم‌کم بهت عمومی فروکش کرده. کم‌کم کف این التهاب‌ها نشسته و بهتر می‌شود آب را دید. کم‌کم باید شرایط را بپذیریم و خودمان را وفق دهیم. کم‌کم باید احساسات را کنترل کنیم و عمیق‌تر نگاه کنیم. کم‌کم باید زندگی را از سر بگیریم. 
گاهی نمی‌شود شرایط را عوض کرد اما همیشه می‌شود با شرایط جدید زندگی کرد.  

 

پ.ن: این مطلب هم همین را می‌گوید.

2  88/04/06 -  23     |