تبليغاتX
اقیانوسی به عمق یک بند انگشت !
KHATAMI GO HOME

قبل التحرير: يك آدم احساساتي، تحليل سياسي هم كه مي‌نويسد، از همان تيتر، دست‌ خودش را رو مي‌كند. بر ما ببخشاييد. ما اينكاره نيستيم. اما گفته بودم كه درباره‌ي همه چيز نظر مي‌دهم! و اگر حوصله كنيد و نظر بدهيد درباره‌ي نظرم، ممنون‌تان خواهم شد.

اساسي‌ترين سوال سياست امروز لابد اين است كه "خاتمي بيايد يا نيايد؟". براي پاسخ به اين سوال بايد سعي كنيم فضاي احتمالي انتخابات را بازسازي كنيم:

در اين انتخابات، يك طرف قضيه احمدي‌نژاد است. برگهاي او مشخصند: حمايتهاي خاص!، طرحهاي استاني، طرح تحول اقتصادي، دكتر! كردان و  پوپوليسم

طرف ديگر قاليباف است. برگهاي او عبارتند از: عملكرد شهرداري، پشتوانه‌ي حزبي، پشتوانه‌ي حكومتي و تفكر توجيه هدف وسيله را!

طرف بعد كروبي و برگهايش: ماهيانه 100 هزار تومان، شلوغ‌بازي و خستگي‌ناپذيري در چانه‌زني، اصلاح‌طلبان عمل‌گرا و  لباس

و اگر خاتمي بيايد طرف ديگر هم او كه برگهايش هم عبارتند از: اقبال نسبي مردمي، سلامت سياسي و اقتصادي، اصلاح‌طلبان مشاركتي و سازمان مجاهديني و سابقه‌ي هشت سال حكومت و البته سيادت و لباس

كسان ديگري هم ممكن است بيايند كه بر اساس روند چند ساله‌ي انتخابات تكليف‌شان روشن است. البته در يك پيش‌بيني نه ماهه‌ي سياسي، آن هم در اين مملكت پيش‌بيني ناپذير، نمي‌توان احتمالاتي مثل زلزله و سونامي را پيش‌بيني كرد بنابر اين با همين مفروضات ادامه مي‌دهم.

با اين شرايط، ساده‌انگارانه است كه راي بيست و سه و يا حتي بيست ميليوني براي خاتمي متصور باشيم. حتي احتمال شكستش هم دور از انتظار نيست. چرا كه از ويژگيهاي بارز ملت ما پس زدن امتحان داده‌هاست. خاتمي، نزد نخبگان لااقل، امتحان خوبي پس نداده. او در دوره‌ي دوم خيلي غر زد اما هميشه تمكين كرد. البته شايد بگوييد با امتحاني كه احمدي نژاد پس داده روي خاتمي سفيد شده اما بايد اين چند ماهي كه در اختيار احمدي‌نژاد هست را هم حساب كنيم. او نشان داده كه براي كسب قدرت هر كاري مي‌كند. حتي چوب حراج زدن به بودجه‌ي سال 88 و تمام صندوق ذخيره. قدم اول را هم با اخراج مظاهري از بانك مركزي برداشته. و مي‌دانيد كه او اول خرج مي‌كند بعد اجازه مي‌گيرد. پس مي‌تواند در اين چند ماه پشتوانه‌ي مردمي ‌نسبي‌اي فراهم كند. دو تا از مهمترين برگهايش هم به درد همين كار مي‌خورند.

از طرفي كروبي و قاليباف هم آراي خاص خودشان را دارند. البته فرض كنار رفتن كروبي به نفع خاتمي هم گرچه فرض محالي است(كروبي اخيرا هيچ خودش را دست كم نمي‌گيرد)، با اين حال تاثير زيادي بر راي خاتمي نخواهد داشت. اندك آراء اصلاحاتي‌اش مال خاتمي اما آراء 100 هزار توماني او به سمت احمدي‌نژاد بيشتر كشش دارند. پس با اين شرايط در خوش‌بينانه‌ترين حالت، خاتمي مي‌تواند با حداكثر 15 ميليون راي برنده‌ شود.

اصلا بي‌خيال آسمان ريسماني كه بافته‌ام، فرض مي‌كنيم خاتمي با همان 20 ميليون راي به دفتر سابقش برگردد. با نگاهي سطحي به شرايط سياسي، واضح است كه شرايط كار براي خاتمي بسيار بدتر از دوم خرداد است. مجلس و شوراي نگهبان مخالف، گروههاي فشار نه روز يك بحران و نيز  رشد تشكيلاتي مخالفان اصلاحات از يك طرف و ضعف‌ها و اختلافات درون تشكيلاتي اصلاح‌طلبان هم از طرف ديگر، تشكبل يك دولت قوي براي پيشبرد اصلاحات را با مشكل مواجه خواهد كرد. خاتمي را هم كم و بيش مي‌شناسيم؛ او يك تداركاتچي آرام است. چرا كه اگر اهل دعوا و مرافعه بود، در دوره‌ي دومش بهترين شرايط براي دعوا و خروج از حاكميت مهيا بود.

پس اگر بيايد و برنده شود علاوه بر اينكه امتيازات تحريم از دست خواهد رفت، 30 ميليون راي به پاي تثبيت نظام ريخته شده و  چيزي عايد اصلاحات نخواهد شد. در اين شرايط بايد منتظر 4 سال پر تنش براي تخريب هرچه بيشتر اصلاحات و خراب‌تر شدن اوضاع كشور باشيم (شريعتمداري مي‌تواند يك تنه اين كار را انجام دهد). و اگر هم بيايد و برنده نشود، ميخ ديگري خواهد بود بر تابوت اصلاحات.

اما اگر خاتمي نيايد، رقابت اصلي بين سه نفر باقي‌مانده خواهد بود. در چنين شرايطي، اگر بگذارند، ممكن است برد با اصلاح‌طلبان باشد، اما اين براي اصلاح‌طلبان يك دام خواهد بود. شجاعت كروبي بيش از خاتمي است اما ويژگيهاي اخلاقي خاتمي را ندارد و پرونده‌هايي نظير شهرام جزايري نقطه ضعف اساسي او محسوب مي‌شوند. او در ميان اصلاح‌طلبان اتوريته‌ي لازم را ندارد و با خودمحوري خاصي كه دارد قابليت بالايي براي از هم پاشيدن اصلاحات دارد. به نظرم او خود را محق قدرت مي‌داند و براي حفظ آن چه بسا از خاتمي هم بيشتر تمكين كند. پس انتخاب او شرايطي بدتر از انتخاب خاتمي براي اصلاحات رقم خواهد زد.

پس چه بايد كرد؟

به نظر من قاليباف مي‌تواند محلل اصلاحات شود. شجاع است، تكنوكرات است، عمل‌گراست، اتوريته و پشتوانه‌ي مديريتي لازم را هم دارد. تنها ايرادش اين است كه متعلق به اردوگاه رقيب است كه اگر درست‌تر به موضوع نگاه كنيم، اين مهمترين نقطه‌ي قوت اوست. چرا كه با همين ويژگي، مي‌تواند بدون مانع جدي، اهدافش را به پيش برد. او مي‌تواند خطوط قرمز اصلي را كمرنگ كرده و از خطوط قرمز فرعي هم عبور كند. او كسي است كه اگر با لابي پنهان اصلاح‌طلبان پيروز شود، فضايي مناسب براي كار سياسي به آنها بدهد. و مهمتر از آن، مسايل ظاهرا لاينحل نظام را براي هميشه حل كرده و بسترهاي لازم براي فعاليت سياسي را بهبود بخشد. او مي‌تواند موضوع هسته‌اي را به نحو مطلوبي فيصله دهد. رابطه با امريكا را حل كند. فضاي مسموم بين‌المللي ضد ايران را تلطيف كند. و البته اقتصاد را سامان دهد. او مطلقا نظامي نيست؛ از سر حادثه به نظامي‌گري افتاده و در همان لباس هم چه در نيروي هوايي سپاه و چه در نيروي انتظامي، تكنوكراسي‌اش بيشتر نمود داشته تا نظامي‌گري‌اش. مديريت موفق شهرداري تهران هم آخرين نقطه بر اين تحليل است. و لزوم پيروزي او وقتي بيشتر احساس مي‌شود كه آلترناتيوش را احمدي‌نژاد بدانيم. احمدي‌نژاد!

 

2  87/07/08 -  2     |