تبليغاتX
اقیانوسی به عمق یک بند انگشت !
میز من

 

روي ميزم يك قندان پولكي چهار طعم هست. كنجدي، زعفراني، ليموعماني و نارگيلي. هميشه همين آخري را دوست داشتم. نمي‌دانم چرا شهوت تكثير طعم‌ها رهايمان نمي‌كند.۱

و يك پياله‌ي‌ سفالي لعابي آبي پر از پاك كن خرد شده و پوست مداد تراشيده كه دخترم برايم آورده. وقتي آورد گفت: «بابا اين يه غذاي مقويه. خودم درست كردم. انتحام كن ببين چه مزه‌اي مي‌ده. بخور ببين چه قد قوي مي‌شي.»

و ليوان خالي چاي كنار قندان كه پوست آدامس موزي دخترم داخلش ايستاده.

و جلوي ميزم پنجره‌اي پر از درختان تنومند كه دو طرف رودخانه‌اي كم‌آب روييده‌اند.

 

1 – چند وقت پيش رفته بودم وايتكس بخرم، فروشنده گفت ساده بدم يا با طعم ليمو. و بعد از اينكه حرفش تمام شد، تازه فهميد چي گفته. شرمنده شد و هر دو كلي خنديديم.

 

2  87/07/29 -  14     |