تبليغاتX
اقیانوسی به عمق یک بند انگشت !
ولي دانش‌آموز

 

براي اولين بار به انجمن اوليا و مربيان مدرسه رفتم. بله، بالاخره ما هم ولي دانش‌آموز شديم. يادم مي‌آيد، مدرسه كه مي‌رفتم، هر وقت نامه‌اي براي پدرم مي‌دادند، بالايش، با فونتي درشت‌تر از متن نوشته شده بود "ولي دانش‌آموز..........". روي نقطه‌چين هم اسم من بود با خودكار. كارنامه هم كه مي‌داند در كادري مقابل نمره‌ها نوشته شده بود "محل امضاي ولي دانش آموز". پيش خودم فكر مي‌كردم كه "ولي دانش‌آموز" چه قدر مهم است كه به مدرسه دعوت مي‌شود و با مدير جلسه دارد. و تا كارنامه را امضا نكند، معلم ول‌كن‌مان نيست.  احساس مي‌كردم كه پدرم چه قدر بزرگ است. هيچ وقت هم فكر نكردم كه اين نامه را به همه‌ي بچه‌ها داده‌اند و پدرهاي همه، ولي دانش‌آموز هستند. پيش من ولي دانش‌آموز بودن خيلي بزرگ بود و پدرم تنها ولي دانش‌آموز دنيا! البته امضاي پر طمطراق و زيباي او هم در اين قضيه بي‌تاثير نبود. گاهي امضاي ولي دانش‌آموز دوستانم را مي‌ديدم كه يك اسم با خط اول دبستان و يا يك ضربدر بزرگ و گاهي يك اثر انگشت بود. اما امضاي ولي من تركيبي از اسمي تحريري و چند خط منحني زيبا و كشيده بود. هر كس هم آن امضا را مي‌ديد فورا مي‌گفت بابات با سواده؟ و من هم بادي به غب غب انداخته و مي‌گفتم بله...

با ناراحتي تمام از جلسه برگشتم و مي خواستم ناراحتي‌ام را روي كي‌بورد بريزم كه ذهنم جاهاي ديگري رفت. بگذريم. فقط بگويم كه تا آموزش و پرورش‌مان اين است خودمان هم اينيم! همه چيزمان به هم مي‌آيد. صحبتهاي جلسه، همه درباره‌ي پول بود و ساختن آبخوري و دستشويي و اينكه سرانه‌اي كه آموزش و پرورش براي هزينه‌‌هاي مدرسه مي‌دهد، 10 درصد هزينه‌ها را هم پوشش نمي‌دهد و...

تحمل اينها سخت نبود. به هر حال كم و بيش مي‌دانيم و مي‌دانيد در مملكت گل و بلبل چه خبر است. مشكل اصلي من وقتي شروع شد كه مسئول عالي رتبه‌ي(!) اداره براي سخنراني به روي صندلي نشست. به نظرم تعادل رواني نداشت. از هر سه جمله، يك جمله‌اش تعريف از خود بود. شهوت سخنراني داشت. برخوردهايش هيستريك بود. مي‌خواست ثابت كند كه بيشتر از همه‌ي ما مي‌فهمد. اصلا كسي را داخل آدم حساب نمي‌كرد. و در آخر هم گفت:"افتخار ما اين است كه در اين شهرستان اجازه نداده و نمي‌دهيم دختران دبيرستاني بدون چادر به مدرسه بروند".

...آه ولي دانش آموز چه‌ها بايد بكشي در اين مملكت با اين دانش‌آموزت!

2  87/08/02 -  8     |