ديدگاه رسمی فعلی دربارهی واقعهی عاشورا این است که امام حسین آگاهانه برای کشته شدن به کربلا رفت و دلیل این کشته شدن را هم زنده ماندن اسلام، زنده ماندن نماز، احیای امر به معروف و نهی از منکر و... میداند.
اما مهمترین اشکالاتی که به این دیدگاه وارد کردهاند به شرح زیر است:
۱ - با استناد به قرآن، حفظ جان واجب و خود را با دست خود به هلاک انداختن و آگاهانه به مسلخ رفتن حرام است پس چرا حسین چنین کرد؟
۲ - "نماز" و "امر به معروف و نهی از منکر" از فروع دین هستند اما "امامت" از اصول دین؛ معقول نیست که اصل فدای فرع شود.
۳ - یزید یکی دو سال بعد از واقعهی عاشورا از دنیا رفت و اگر در آن زمان امام حسین زنده بود احتمال خلافتش بسیار بیش از سایر مدعیان بود و با تشکیل حکومت شیعی توسط او، شاید اسلام به نحو بهتری به ما میرسید.
۴ - از شش میلیارد جمعیت زمین، فقط حدود یک میلیارد و سیصد میلیون مسلمانند و از این تعداد هم بیش از یک میلیاردشان حسین را به امامت قبول ندارند و اسلامشان از طرف معاویه و خلفا آمده(اهل سنت). اسلامی هم که شیعیان امروز مدعی پیروی و اجرایش هستند آن اسلامی که مد نظر حسین و جدش بود، نیست؛ جملهی معروف سید جمال را که یادتان هست:"در شرق مسلمان دیدم و در غرب اسلام". حتی اگر جملهی سید جمال را هم ندیده بگیریم، با نگاهی به اطرافمان، چه نوع اسلامی میبینیم؟ اسلامی که امام حسین فدایش شد کجاست؟
۵ – چرا این واقعه مصیبت است؟ مگر نه اینکه میگویند شب قبل از واقعه، امام، در بین دو انگشتش، بهشت را به یارانش نشان داد؟ اگر شما بدانید با کشته شدن به بهشتی که به چشم خود دیدهاید میروید دیگر چه جای شیون و زاری؟
...
آقای صالحی نجفآبادی؛ نویسندهی کتاب "شهید جاوید"، این که "حسین آگاهانه برای کشته شدن به کربلا رفته" را رد میکند. او با استناد به تاریخ و نظر بزرگانی چون شیخ مفید میگوید حسین با توجه به جو سیاسی ِ بعد از مرگ معاویه و دعوت کوفیان و دیدن زمینههای لازم برای تشکیل حکومت اسلامی و اصلاح انحرافات به وجود آمده در اسلام، عازم کوفه میشود ولی سیاستورزی ابنزیاد، کوفیان را از حمایت او برحذر داشته و او را تنها میکند. وقتی هم تنها میشود از ابن زیاد میخواهد که اجازه دهد به مدینه باز گردد و یا به شهر ثالثی برود اما یزید جوان و ناپخته، از آنجا که حسین را مهمترین مزاحم حکومتش میداند، فقط و فقط بیعت او را میخواهد و چنین اجازهای به او نمیدهد و آن فجایع را به بار میآورد.
با این دیدگاه، همهی اقدامات امام حسین، عقلانی و انسانی و باور پذیر و الگوساز به نظر میرسند و نیازی به تاویل و تفسیرهای ماورایی نخواهیم داشت. و برای اثبات حقانیت حسین، نیازی به داشتن ایمان و حتی مسلمان بودن، نیست. این دیدگاه میتواند یک دیدگاه راهبردی در دنیای کنونی باشد و اگر متولیان رسمی دین چنین دیدگاهی را در همهی شئون داشته باشند، دنیای بهتری برای شیعیان و مسلمانان و سایر انسانها خواهیم داشت.