در مطلب قبل كنايهاي به استاد خرمشاهي و مجيد مجيدي زدم. اگر ماخذ آن كنايه را نميدانيد با اين مطلب همراه شويد:
يكي از شجاعانهترين و جنجال برانگيزترين مباحث ديني كه در دوران ما مطرح شده نظريه جديد دكتر سروش است.
او ميگويد: وحي از جنس الهام شاعرانه است (البته در سطحي بسيار عاليتر) و پيامبر مانند شاعري مضمون وحي را به صورت الهام دريافت و به زباني مردم فهم در قالب قرآن به ما ارايه كردهاست. پس قرآن كلام پيامبر است. و پيامبر هم به زبان و علم روز و با تمام محدوديتهاي بشري خويش سخن گفته است:
«شخصیت او [پيامبر] نیز نقش مهم در شکل دادن به این متن ایفا میکند. تاریخ زندگی خود او: پدرش، مادرش، کودکیاش و حتی احوالات روحیاش [در آن نقش دارند.] اگر قرآن را بخوانید، حس میکنید که پیامبر گاهی اوقات شاد است و طربناک و بسیار فصیح در حالی که گاهی اوقات پرملال است و در بیان سخنان خویش بسیار عادی و معمولی است. تمام اینها اثر خود را در متن قرآن باقی گذاشتهاند. این، آن جبنهی کاملاً بشری وحی است.»
و «مولوی جایی میگوید که قرآن، آیینههای ذهن پیامبر است. آنچه در دل سخن مولوی مندرج است این است که شخصیت پیامبر، تغییر احوال او و اوقات خوب و بد او، همه در قرآن منعکس هستند.
پسر مولوی حتی از این هم فراتر میرود. او در یکی از کتابهایش میگوید که چند همسری به این دلیل در قرآن مجاز دانسته شده است که پیامبر زنان را دوست میداشت. و به این دلیل بود که به پیروانش اجازهی اختیار کردن چهار زن را داده بود!»
و نتيجه ميگيرد كه بايد در تفسير قرآن شرايط تاريخي را هم مد نظر قرار داد. او مدعي است كه با اين نظريه ميتوان ناسازگاريهاي قرآن و علم روز را به جاي تاويلهاي غير قابل قبول، توجيه كرد. مثلا در زمان پيامبر نجوم بطلميوسي مورد قبول عالمان بوده بنابراين آنچه در قرآن درباره آسمانها و كرات ديگر آمده بر اساس اين نظريه مطرح شده و اكنون كه نجوم بطلميوسي اعتبار خود را از دست داده ميتوانيم اشتباه قرآن (كلام محمد) در اين باره را از چهره تابناك آن بزداييم.
البته سروش خود معتقد است اين نظريه جديد نبوده و انديشمندان سده هاي مياني هم به صورت تلويحي به آن اشاره كردهاند.
در سايت ايشان پرونده كاملي درباره اين موضوع تهيه شده با عنوان کلام محمد که شامل اصل نظريه و شرح و بسط و نظرات موافق و مخالف آن ميباشد.
به جز مسايلي كه درباره اصل نظريه خواهيد ديد مطالب ديگري از جمله نحوه برخورد بعضي ازروشنفكران و روحانيون با نظرات يك انديشمند ديني در قرن بيست و يك هم برايتان جالب خواهد بود. نظرات استاد خرمشاهي و مجيد مجيدي را هم بخوانيد. اگر در عصر جاهليت اروپا، گاليله را روحانيون كليسا تكفير كردند در عصر عقلانيت جديد سروش را روشنفكران تكفير ميكنند!
اگر نتوانستيد همهي نظرات را بخوانيد دستكم نظر اكبر گنجي را با دقت بخوانيد.