تبليغاتX
اقیانوسی به عمق یک بند انگشت !
نظر من درباره شروط ضمن عقد

يكي از توصيه‌هاي برخي از طرفداران حقوق زنان، گنجاندن شروط ضمن عقدي در سند ازدواج است كه منجر به افزايش اختيارات زن در زندگي آينده‌ي او مي‌شود. مي‌توانيد اين توصيه را  اینجا ببينيد. اما به نظر من قبل از رد يا پذيرش اين شروط بهتر است كمي‌درباره‌ي آنها بينديشيم:

1-   در قوانين ما در ازاي حقوقي كه به مرد داده شده پرداخت مهريه و نفقه نيز به عهده‌ي او گذاشته شده است. آيا زنان حاضرند در ازاي محروم كردن مردان از حقوق مذكور از مهريه و نفقه صرف‌نظر كرده و خود مسئول تامين اقتصادي خود شوند؟  آيا در جامعه ما عموم زنان مي‌توانند  نيازهاي اقتصادي خويش را تامين كنند؟

2-   در جامعه‌ي ما قسمت اعظم هزينه هاي شروع زندگي مثل هزينه‌هاي عروسي و تهيه مسكن (اگر مهريه را عرفا هزينه به حساب نياوريم) به عهده مرد است و جوانان جامعه‌ي ما در اين راه با مشكلات زيادي دست‌به‌گريبان هستند. آيا ايجاد مانعي جديد( از نوع رواني) به كاهش رغبت به ازدواج و در نتيجه بيشتر شدن زنان تنها در جامعه منجر نخواهد شد؟ آيا جامعه ما ظرفيت‌هاي لازم براي پذيرش زنان تنها را دارد؟

3-   معمولا نابرابري‌هاي جنسيتي و ظلم به زنان در طبقات متوسط و پايين(فرهنگي و اقتصادي) جامعه بروز مي‌كند و در طبقات بالاتر، اگر هم بروز كند امكان حل آنها بسيار سهل‌تر از طبقات پايين است. از طرفي در طبقات پايين امكان تحميل اين شروط به مرد بسيار كم است( به دليل مسايل فرهنگي و اقتصادي). بنابراين با تبليغ اين شروط تنها توقع آن در زنان اين طبقات شكل ميگيرد. سوال اين است كه اگر داشتن اين توقع در دختري با نداشتن توان تحميل آن مقارن و منجر به مجرد ماندن او شود آيا به او خدمتي شده است؟

4-   به نظر من برابري حق طلاق، تقسيم بالمناصفه دارايي بعد از جدايي، حق داشتن كار و حق ادامه تحصيل،  كاملا معقول و منطقي است(البته اگر اصل زندگي را به خطر نيافكند) اما آيا واگذاري حق تعيين محل زندگي‌، حضانت فرزندان بعد از جدايي و اجازه دائمي‌براي خروج از كشور به زن و فرزندان، ظلمي‌را كه تا كنون بر زنان مي‌رفته، به مردان منتقل نمي‌كند؟ آيا بهتر نيست اين حقوق را به صورت توافقي بخواهيم؟

2  87/04/18 -  2     |