تبليغاتX
اقیانوسی به عمق یک بند انگشت !
می‌ترسم!

 

تعجب می‌کنم که هشت به این قشنگی و هفت به این سادگی چرا ترکیب‌شان این‌قدر زشت و ترسناک است. می‌ترسم چیزی بگویم و این دقایق باقی‌مانده‌ی هشتاد و هفت، آخرین زهرشان را بریزند. می‌ترسم که بگویم مزخرف‌ترین سال عمرم هشتاد و هفت بود. می‌ترسم که بگویم امیدوارم تا آخر عمر چنین سالی نداشته باشم. می‌ترسم که بگویم کاش این عدد از پهنه‌ی اعداد حذف می‌شد...
می‌ترسم، خیلی می‌ترسم...
حتی از این ترس هم می‌ترسم!


 

2  87/12/30 -  14     |